Search

Home > Ganj e Hozour Programs > Ganj e Hozour audio Program #534
Podcast: Ganj e Hozour Programs
Episode:

Ganj e Hozour audio Program #534

Category: Technology
Duration:
Publish Date: 2014-12-03 13:24:29
Description: برنامه صوتی شماره ۵۳۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۱۵۳مَهِ تو یار ندارد جز او تو یار مگیررخش کنار ندارد ازو کنار مگیرجهان شکارگهی دان، ز هر طرف صیدیدرآ چو شیر، بجز شیر نر شکار مگیرهوای نفس مهارست و خلق چون شترانبه غیر آن شتر مست را مِهار مگیروجود جمله غبارست، تابش از مه ماستبه ماه پشت میار و ره غبار مگیربران ز پیش جهان را که مار گنج توَستتوَش به حسن، چو طاوس گیر و مار مگیرچو خلق بر کف دستت نهند، چون سیمابز عشق بر کف، سیماب شو قرار مگیربه حسّ دست بدان، ارچه چشم تو بستَستز گلشن ازلی گُل بچین و خار مگیربه بوی آن گل بگشاد دیده یعقوبنسیم یوسف ما را ز کُرته خوار مگیرکِیَست یوسفِ جان؟ شاه شمس تبریزیبه غیر حضرت او را تو اعتبار مگیرمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ٣٠جمله معشوقست و عاشق پرده‌ایزنده معشوقست و عاشق مرده‌ایحافظ، دیوان غزليات ، غزل شمارهٔ ٢۶۶میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیستتو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیزمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۴۰۹آن که اَرْزَد صید را، عشقست و بسلیک او کی گنجد اندر دام کس؟تو مگر آییّ و صید او شویدام بُگْذاری، به دام او رویعشق می‌گوید به گوشم پَسْت پَست:«صید بودن خوش‌تر از صیّادی است»گول من کن خویش را و غِرِّه شوآفتابی را رها کن، ذَرّه شومولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۴۳۳گر جسد خانهٔ حسد باشد ولیکآن جسد را پاک کرد الله نیک(طَهِّرا بَیْتی) بیان پاکی استگنج نورست اَرْ طِلِسْمَش خاکی استقرآن کریم، سوره (۲) بقره، بخشی از آیه ۱۲۵«…وَعَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ.»ترجمه فارسی«... و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا پاک کنید، برای طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان.»ترجمه انگلیسی"…and We covenanted with Abraham and Isma'il, that they should sanctify My House for those who compass it round, or use it as a retreat, or bow, or prostrate themselves (therein in prayer)."مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۱۴یقین که بوی گل فقر از گلستانیستمُرود هیچ کسی دید بی‌درخت مُرود؟خنک کسی که چو بو بُرد بوی او را بُردخنک کسی که گشادی بیافت چشم گشودخنک کسی که ازین بوی کُرته یوسفدلش چو دیده یعقوب خسته واشد زودز ناسپاسی ما بسته است روزن دلخدای گفت که انسان لِرَبِّهِ لَکَنُودتو سود می طلبی، سود می‌رسد از یارولی چو پی نبری کز کجاست سود، چه سودستاره ایست خدا را که در زمین گرددکه در هوای ویست آفتاب و چرخ کبودقرآن کریم، سوره (۱۰۰) عادیات، آیه های ۸-۶«إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ.وَإِنَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ.وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ.»ترجمه فارسی«همانا آدمی نسبت به پروردگارش بس ناسپاس است. و خود به این ناسپاسی گواه است. و او سخت به مال دلبستگی دارد.»ترجمه انگلیسی" Truly man is, to his Lord, ungrateful;And to that (fact) he bears witness (by his deeds);And violent is he in his love of wealth."مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۱۴۵صبر کردن جان تَسْبیحات توستصبر کن، کآن است تَسْبیح دُرُستهیچ تَسْبیحی ندارد آن دَرَجصبر کن، اَلصَّبْرُ مِفْتاحُ الْفَرَجصبر چون پول صِراط، آن سو بهشتهست با هر خوب یک لالای زشتتا ز لالا می‌گریزی، وَصل نیستزانک لالا را ز شاهد فَصل نیستمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۴۳۴او ز شر عامه اندر خانه شداو ز ننگ عاقلان دیوانه شدمولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۷۴۴هر که را مردم سُجودی می‌کنندزهر اَندر جان او می‌آکَنَندمولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۷۶۳نردبان خلق این ما و منی ستعاقبت زین نردبان افتادنی ستهر که بالاتر رود، ابله‌تر استکُاسْتُخوان او بَتَر خواهد شکستمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۹۵صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیه‌السلام او راآمدیم اکنون به طاوس دورَنگکو کند جِلوه برای نام و نَنگهِمَّت او صِید خَلْق از خیر و شروَز نتیجه و فایدهٔ آن بی‌خَبربی‌خبر چون دام می‌گیرد شکاردام را چه عِلْم از مقصود کار؟دام را چه ضَرّ و چه نفع از گرفت؟زین گرفت بیهُده‌ش دارم شِگفتای برادر! دوستان اَفْراشتیبا دو صد دلداری و بُگْذاشتیکارَت این بودست از وقت وِلادصید مردم کردن از دام وَدادزان شکار و اَنْبُهی و باد و بوددست در کُن، هیچ یابی تار و پود؟بیشتر رفتست و بیگاهست روزتو به جِدْ در صید خَلقانی هنوزآن یکی می‌گیر، وآن می‌هِلْ ز داموین دِگَر را صید می‌کن چون لِئامباز این را می‌هِلْ و می‌جو دِگَراینْتْ لَعْب کودکان بی‌خبرشب شود در دام تو یک صید نیدامْ بر تو جز صُداع و قید نیپس تو خود را صید می‌کردی به دامکه شدی مَحْبوس و مَحْرومی ز کامدر زمانه صاحب دامی بُوَدهم‌چو ما احمق که صید خود کُند؟چون شکار خوک آمد صید عامرنج بی‌حد، لُقمه خوردن زو حَرامآن که اَرْزَد صید را، عشقست و بسلیک او کی گنجد اندر دام کس؟تو مگر آییّ و صید او شویدام بُگْذاری، به دام او رویعشق می‌گوید به گوشم پَسْت پَست:«صید بودن خوش‌تر از صیّادی است»گول من کن خویش را و غِرِّه شوآفتابی را رها کن، ذَرّه شوبر دَرَم ساکن شو و بی‌خانه باشدعوی شمعی مَکُن، پروانه باشتا ببینی چاشنیِّ زندگیسلطنت بینی نهان در بندگینَعْل بینی بازگونه در جهانتَخته‌بَندان را لقب گشته شَهانبس طناب اندر گِلو و تاجِ داربر وِیْ انبوهی که: «اینک تاجْدار»هم‌چو گور کافران بیرون حُلَلاندرون قَهر خدا عَزَّ وَ جَلّچون قُبور آن را مُجَصَّص کرده‌اندپردهٔ پندار پیش آورده‌اندطَبْع مسکینت مُجَصَّص از هنرهم‌چو نَخْل موم، بی‌برگ و ثَمَر
Total Play: 0

Users also like

200+ Episodes
ChannelB; A .. 5K+     100+
2K+ Episodes
Universe Tod .. 600+     60+
200+ Episodes
WorkLife wit .. 500+     30+
300+ Episodes
پادکست .. 2K+     200+
300+ Episodes
Comedy Facto .. 500+     70+