Login/Register
Login
Register
Podcaster Register
×
Home
Top Podcaster
Networks
By Language
By Country
By Category
About Us
Contact Us
Faqs
Features
News & Blogs
Privacy Policy
Terms Of Use
☰
Home
Top Podcaster
Guest
Login
Register
Podcaster Register
Comedy
Arts
Games & Hobbies
Business
Motivation
More
Religion & Spirituality
Education
Arts and Design
Health
Fashion & Beauty
Government & Organizations
Kids & family
Music
News & Politics
Science & Medicine
Society & Culture
Sports & Recreation
TV & Film
Technology
Philosophy
Storytelling
Horror and Paranomal
True Crime
Leisure
Travel
Fiction
Crypto
Marketing
History
Home
Top Podcaster
Networks
By Language
By Country
By Category
About Us
Contact Us
Faqs
Features
News & Blogs
Privacy Policy
Terms Of Use
Search
By Category
Arts
Arts and Design
Business
Comedy
Crypto
Education
Fashion & Beauty
Fiction
Games & Hobbies
Government & Organizations
Health
History
Horror and Paranomal
Kids & family
Leisure
Marketing
Motivation
Music
News & Politics
Philosophy
Religion & Spirituality
Science & Medicine
Society & Culture
Sports & Recreation
Storytelling
Technology
Travel
True Crime
TV & Film
By Language
Afar
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Assamese
Azerbaijani
Bambara
Basque
Belarusian
Bengali
Bihari languages
Bosnian
Breton
Bulgarian
Burmese
Catalan Valencian Active
Central Khmer
Chamorro
Chechen
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Dzongkha
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
French
Fulah
Gaelic, Scottish
Galician
Georgian
Georgien
German
Greek
Greek (modern)
Greenlandic
Gujarati
Hausa
Hebrew (modern)
Hindi
Hungarian
Icelandic
Indonesian
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Korean
Kurdish
Kyrgyz/ Kirghiz
Latin
Latvian
Lithuanian
Luxembourgish
Macedonian
Maithili
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Mandarin Chinese
Maori
Marathi
Mongolian
Nepali
North Ndebele
Northern Sami
Norwegian
Norwegian Bokmål
Norwegian Nynorsk
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Russian
Sanskrit
Serbian
Serbian
Serbo-Croato-Slovenian
Sindhi
Sinhala
Slovak
Slovenian
Somali
South Ndebele
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tagalog
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tibetan
Tigrinya
Tongan
Tswana
Turkish
Twi
Uighur. Uyghur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
By Country
Afghanistan
Algeria
Andorra
Argentina
Armenia
Australia
Austria
Azerbaijan
Bangladesh
Belgium
Bosnia and Herzegovina
Brazil
Bulgaria
Canada
Chile
China
Colombia
Costa Rica
Croatia
Cyprus
Czech Republic
Denmark
Dominican Republic
Ecuador
Egypt
El Salvador
Estonia
Faroe Islands
Finland
France
Georgia
Germany
Greece
Hong Kong
Hungary
Iceland
India
Indonesia
Iran
Ireland
Israel
Italy
Japan
Kazakhstan
Kuwait
Lao Peoples Democratic Republic
Lithuania
Luxembourg
Mexico
Namibia
Netherlands
New Zealand
Niger
North Korea
Norway
Pakistan
Panama
Peru
Philippines
Poland
Portugal
Puerto Rico
Republic of the Congo
Romania
Russia
Saudi Arabia
Serbia
Slovenia
Somalia
South Africa
South Korea
Spain
Sri Lanka
Sweden
Switzerland
Syria
Taiwan
Tajikistan
Thailand
Turkey
UAE
UK
Ukraine
USA
Uzbekistan
Venezuela
Vietnam
Home
>
Ganj e Hozour Programs
> Ganj e Hozour audio Program #544
Podcast:
Ganj e Hozour Programs
Episode:
Ganj e Hozour audio Program #544
Category:
Technology
Duration:
Publish Date:
2015-02-18 11:19:16
Description:
برنامه صوتی شماره ۵۴۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ، تمامی اشعار این برنامه مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱۵۳ ای تو امان هر بلا، ما همه در امان تو جان همه خوش است در سایه لطف جان تو شاه همه جهان تویی، اصل همه کسان تویی چونک تو هستی آن ما، نیست غم از کسان تو ابر غم تو ای قمر، آمد دوش بر جگر گفت مرا ز بام و در صد سقط از زبان تو جست دلم ز قال او، رفت بر خیال او شاید ای نبات خو، این همه در زمان تو؟! جان مرا در این جهان آتش تست در دهان از هوس وصال تو وز طلب جهان تو نیست مرا ز جسم و جان در ره عشق تو نشان ز آنک نغول میروم در طلب نشان تو بنده بدید جوهرت، لنگ شدست بر درت ماندهام ای جواهری، بر طرف دکان تو شاد شود دل و جگر، چون بگشایی آن کمر بازگشا تو خوش قبا، آن کمر از میان تو تا نظری به جان کنی، جان مرا چو کان کنی در تبریز، شمس دین! نقد رسم به کان تو مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۵۹۱ هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست جز بخلوتگاه حق آرام نیست مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۵۱۷ کس نیابد بر دل ایشان ظفر بر صدف آید ضرر نه بر گهر مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۴۰ بس دعاها کان زیانست و هلاک وز کرم مینشنود یزدان پاک مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ چونک ما را از زمین و از زمان بیرون برد از فنا ایمن شویم، از جود او ما جاودان این زمین و این زمان بیضهست و مرغی کاندروست مظلم و اشکسته پر باشد، حقیر و مستهان کفر و ایمان دان درین بیضه سپید و زرده را واصل و فارق میانشان بَرْزَخٌ لایَبْغِیان بیضه را چون زیر پر خویش پرورد از کرم کفر و دین فانی شد و شد مرغ وحدت پرفشان شمس تبریزی دو عالم بود بیرویت عقیم هر یکی ذره کنون از آفتابت توامان قرآن کریم، سوره (۵۵) الرحمن، آیه ۱۹ و ۲۰ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (١٩) بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ (٢٠) ترجمه فارسی دو دريا را [که تلخ و شيرين است] روانه كرد که به هم برسنداما ميان آندو حايلى است كه به یکديگر تجاوز نکنند. ترجمه انگلیسی He has let free the two bodies of flowing water, meeting together: Between them is a Barrier which they do not transgress: مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۳۷۶ جان من کوره است با آتش خوش است کوره را این بس که خانهٔ آتش است همچو کوره عشق را سوزیدنی است هر که او زین کور باشد، کوره نیست برگ بی برگی ترا چون برگ شد جان باقی یافتی و مرگ شد چون تو را غم، شادی افزودن گرفت روضهٔ جانت گل و سوسن گرفت آنچه خوف دیگران آن امن توست بط قوی از بحر و مرغ خانه سست مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۵۶۷ از پی تقلید، وز رایات نقل پا نهاده بر جمال پیر عقل پیرْخر نه جمله گشته پیرْخر از ریای چشم و گوش همدگر از بهشت آورد یزدان بندگان تا نمایدشان سَقَر پروردگان مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۵۷۰در معنی آنک مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلتَقِیان بَینَهُما بَرزَخٌ لایَبْغِیاناهل نار و خُلْد را بین هم دُکان در میانْشان بَرْزَخٌ لایَبْغِیان اهل نار و اهل نور آمیخته در میانشان کوه قاف انگیخته همچو در کان خاک و زر کرد اختلاط در میانشان صد بیابان و رباط همچنانکه عِقْد در دُرّ و شَبَه مُخْتَلِط چون میهمان یكشبه بحر را نیمیش شیرین چون شِکَر طعم شیرین رنگ روشن چون قمر نیم دیگر تلخ همچون زهر مار طعم تلخ و رنگ مُظْلِم قيروار هر دو بر هم میزنند از تحت و اوج بر مثال آب دریا موج موج صورت بر هم زدن از جسم تنگ اختلاط جانها در صلح و جنگ موجهای صلح بر هم میزند کینهها از سینهها بر میکند موجهای جنگ بر شکل دگر مِهْرها را میکند زیر و زَبَر مهر تلخان را به شیرین میکشد زانک اصل مهرها باشد رَشَد قهر شیرین را به تلخی میبرد تلخ با شیرین کجا اندر خورد؟ تلخ و شیرین زین نظر نآید پدید از دریچهٔ عاقبت تانند دید چشم آخِرْبین تواند دید راست چشم آخُرْبین غرورست و خطاست ای بسا شیرین که چون شِکَّر بُوَد لیک زهر اندر شکر مُضْمَر بُوَد آنکه زیرکتر، به بو بشناسدش وآن دگر، چون بر لب و دندان زدش پس لبش ردَّش کند پیش از گُلو گرچه نعره میزند شیطان: کُلُوا و آن دگر را در گُلو پیدا کند و آن دگر را در بدن رسوا کند وآن دگر را در حَدَث سوزش دهد خرج آن در دخل آموزش دهد مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۴۱۱۹ کار و باری کِت رسد بعد شکست اندر آن اقبال و مِنهاج ره است کار و باری که ندارد پا و سر ترک کن هی پیر خر ای پیر خر غیر پیر استاد و سرلشکر مباد پیر گردون نی، ولی پیر رَشاد در زمان چون پیر را شد زیردست روشنایی دید آن ظلمتپرست شرط تسلیم است نه کار دراز سود نَبْوَد در ضَلالَت تُرکْتاز قرآن کریم، سوره (۱۸) كهف، آیه ۶۰-۷۰ وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا (٦٠) فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا (٦١) فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبًا (٦٢) قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ ۚ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا (٦٣) قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ ۚ فَارْتَدَّا عَلَىٰ آثَارِهِمَا قَصَصًا (٦٤) فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا (٦٥) قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا (٦٦) قَالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا (٦٧) وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا (٦٨) قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا (٦٩) قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا (٧٠) ترجمه فارسی و [یادآر] آنگاه كه موسى به جوان [همراه] خود گفت: پیوسته خواهم رفت و[دست از طلب ندارم]تا به محل تلاقى دو دريا برسم هر چند که روزگارانی [دراز] راه بپیمایم. (۶۰) پس چون به محل تلاقى دو دريا رسيدند، ماهى خود را [كه براى تغذيه بود] فراموش كردند، و آن [ماهى] راهش را در دريا پيش گرفت و روان شد و رفت. (۶۱) و چون [ از محل تلاقی دو دریا]گذشتند، [موسى] به جوان [همراه] خود گفت:غذايمان را بياور كه راستى ما از اين سفرمان رنج و خستگى بسيار ديده ايم. (۶۲) گفت: آيا به ياد دارى آنگاه که كنار آن تخته سنگ بزرگ جای گرفته بوديم، [که استراحت کنیم؟]من فراموش كردم [كه قضیه] ماهی را [برایت بازگو کنم] و این شيطان بود که آنرا از خاطرم زدود و [آن ماهى] به طور عجيبى راهش را در دريا پيش گرفت. (۶۳) [موسی] گفت: اين [جریان که ماهی به دریا لغزید و رفت] همان چیزی است كه به دنبالش بوديم، [ناگزیر از همانجا که آمده بودند]ردّ پاى خود را گرفتند و برگشتند. (۶۴) پس [در محل تلاقی دو دریا و کنار آن تخته سنگ] بندهاى از بندگان ما [خضر] را يافتند كه رحمتى از نزد خودبه او عطا كرده و از جانب خود به او دانشى آموخته بوديم. (۶۵) موسى به او گفت: آيا [اجازه دارم] از پى تو آيم تا از آنچه به تو تعليم داده شده است به من بياموزى که [آن علم] مایه رشد و صلاح است؟ (۶۶) گفت: تو هرگز همراه من صبر نتوانى آورد! (۶۷) و چگونه درباره چیزی که [به اسرارش] آگاهی ندارى صبر توانى كرد؟! (۶۸) [موسی] گفت: اگر خدا بخواهد مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد. (۶۹) [خضر] گفت: اگر دنبال من می آیی درباره هیچ چيز سؤال مكنتا خودم [به موقع] آنرا برایت بازگو كنم. (۷۰) ترجمه انگلیسی Behold, Moses said to his attendant, "I will not give up until I reach the junction of the two seas or (until) I spend years and years in travel." But when they reached the Junction, they forgot (about) their Fish, which took its course through the sea(straight) as in a tunnel. When they had passed on (some distance), Moses said to his attendant: "Bring us our early meal; truly we have suffered much fatigue at this (stage of) our journey." He replied: "Sawest thou (what happened) when we betook ourselves to the rock? I did indeed forget (about) the Fish: none but Satan made me forget to tell(you) about it: it took its course through the seain a marvellous way!" Moses said: "That was what we were seeking after:" So they went back on their footsteps, following (the path they had come). So they found one of Our servants, on whom We had bestowed Mercy from Ourselves and whom We had taught knowledge from Our own Presence. Moses said to him: "May I follow thee, on the footing that thou teach me something of the (Higher)Truth which thou hast been taught?" (The other) said: "Verily thou wilt not be ableto have patience with me!" "And how canst thou have patience about thingsabout which thy understanding is not complete?" Moses said: "Thou wilt find me, if Allah so will, (truly) patient: nor shall I disobey thee in aught." The other said: "If then thou wouldst follow me, ask me no questions about anything until I myself speak to thee concerning it."
Total Play:
0
Your browser does not support the audio element.
Users also like
200+ Episodes
ChannelB; A ..
5K+
100+
2K+ Episodes
Universe Tod ..
600+
60+
200+ Episodes
WorkLife wit ..
500+
30+
300+ Episodes
پادکست ..
2K+
200+
300+ Episodes
Comedy Facto ..
500+
70+