|
لعنت به همه ی حسایی که واسه اولین بارن لعنت به تویی که واسه اولین بار بودی و لعنت به منی که واسه اولین بار عاشقت شدم دستامو محکم گرفتی ولی آروم ولشون کردی یادته بهت میگفتم وقتی ۸۰ سالمون شد میام دستاتو میگیرم بهت میگم دیدی ما از پسش بر اومدیم من یجوری دوست داشتم که واسه هرکی تعریف میکردم ، دوست داشت جای تو باشه آره جای تو ؛ دوست داشتم تا ابد زل بزنم به چشمات هی نگات کنم ... ولش نشد ؛ نخواستی ۱۰ سال بعد از حال این روزام ، با کافه های بی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ،۱۰ سال رفتی و نمیمیرم ۱۰ سال بعد از حال این روزام ؛تو، توی آغوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست ، تو بهتر از قرصای اعصابی ۱۰ سال بعد از حال این روزام ، من ۴۰ سالم میشه و تنهام با حوصله قرمز،سفید ، آبی رنگین کمون میسازم از قرصام میترسم از هرچی که جا مونده ، از ریمل با گریه ها جاری از سایه روشن های بعد از ظهر ، از شوهری که دوستش داری گرم هم آغوشی و لبخندی تو بستر بیتابتون تا صبح تکلیف تنهاییم روشن بود مثل چراغ خوابتون تا صبح ۱۰ سال که لب هامو میدوزم با بوسه های تلخ هرجایی ۱۰ سال وقتی شعر میخونم ، لبخند روی صندلی هامی یک عمر بعد از حال این روزام یک پیرمردم توی یک کافه بارون دلم میخواد هوا اما مثل موهای دخترت صافِ .... #کیارش |