|
Description:
|
|
ساب اوربان و آورورا.
ه من بگو پدرت مرد خوبی است؟
Tell me is your father a good man?
تعجب آور است که چقدر کم است، به نظر می رسد او درک می کند
It's surprising how little, he seems to understand
دخترش نجات دهنده من بود
His daughter was my savior
مطمئنا، او می تواند کمی بلاتکلیف باشد
Sure, she can be a little indecisive
اما من مجبور نیستم او را وادار کنم که علت را انتخاب کند
But I don't have to make her choose 'cause
اینجوری پیش میره
This is how it goes
تماشای باز شدن آن (تماشای باز شدن آن)
Watching it unfold (watching it unfold)
ایفای نقش خودم (فرار بر روی آنها)
Playing my own role (runaway on 'em)
بابا نکن
Dum-dum-ditty-dum-dum-ditty, daddy, don't
مجبورم کن این خونه رو ترک کنم
Make me leave this home
این همان چیزی است که شما انتخاب کردید (این همان چیزی است که شما انتخاب کردید)
This is what you chose (this is what you chose)
من نمی توانم او را رها کنم (فرار روی آنها)
I can't let him go (runaway on 'em)
بابا نکن
Dum-dum-ditty-dum-dum-ditty, daddy, don't
در خانه ما، سکوت خیلی بلند است
In our house, the quiet is so loud
من هرگز یک کلمه نمی شنوم، تو می خواهی فریاد بزنی
I'll never hear a single word, you wanna shout
خدایا تو بچه ای
Oh God, you're just a child
اوه، او می تواند کمی بیش از حد تهاجمی باشد
Oh, he can be a little too invasive
و من فقط می خواهم زندگی کنم
And I just want to live
اینجوری پیش میره
This is how it goes
تماشای باز شدن آن (تماشای باز شدن آن)
Watching it unfold (watching it unfold)
نقش خودم را بازی می کنم
Playing my own role
بابا نکن
Dum-dum-ditty-dum-dum-ditty, daddy, don't
مجبورم کن این خونه رو ترک کنم
Make me leave this home
این همان چیزی است که شما انتخاب کردید
This is what you chose
من نمی توانم او را رها کنم (فرار روی آنها)
I can't let him go (runaway on 'em)
بابا نکن
Dum-dum-ditty-dum-dum-ditty, daddy, don't
به من بگو پدرت مرد خوبی است؟
Tell me is your father a good man?
تعجب آور است که چقدر کم است، به نظر می رسد او درک می کند
It's surprising how little, he seems to understand
دخترش نجات دهنده من بود
His daughter was my savior
مطمئنا، او می تواند کمی بلاتکلیف باشد
Sure, she can be a little indecisive
اما من مجبور نیستم او را وادار کنم که علت را انتخاب کند
But I don't have to make her choose 'cause
اینجوری پیش میره
This is how it goes
تماشای باز شدن آن (تماشای باز شدن آن)
Watching it unfold (watching it unfold)
ایفای نقش خودم (فرار بر روی آنها)
Playing my own role (runaway on 'em)
بابا نکن
Dum-dum-ditty-dum-dum-ditty, daddy, don't
مجبورم کن این خونه رو ترک کنم
Make me leave this home
این همان چیزی است که شما انتخاب کردید (این همان چیزی است که شما انتخاب کردید)
This is what you chose (this is what you chose)
من نمی توانم او را رها کنم (فرار روی آنها)
I can't let him go (runaway on 'em)
بابا
Dum-dum-ditty-dum-dum-ditty, daddy
اوه، اوه اوه، اوه اوه، اوه
Ooh, ooh-ooh, ooh-ooh, ooh
اوه، اوه اوه، اوه اوه، اوه
Ooh, ooh-ooh, ooh-ooh, ooh
اوه، اوه اوه، اوه اوه، اوه
Ooh, ooh-ooh, ooh-ooh, ooh |