Search

Home > Dejavu > Alec Benjamin_Mind Is A Prison
Podcast: Dejavu
Episode:

Alec Benjamin_Mind Is A Prison

Category: Music
Duration: 00:02:42
Publish Date: 2022-08-30 19:06:11
Description: الک بنجامین. I don’t live in California من توی کالیفرنیا زندگی نمیکنم I’ll inform you, that’s not where I reside بهت اطمینان میدم، کالیفرنیا جایی نیست که زندگی میکنم I’m just a tenant payin’ rent inside this body and I… من فقط داخل این بدن اجاره نشینم Got two windows دوتا پنجره دارم And those windows, well, I call them my eyes و این پنجره ها، خب، چشم صداشون میزنم I’m just goin’ where the wind blows من به سمت هر جایی که باد بوزه میرم I don’t get to decide من خودمو مجبور نمیکنم تصمیم بگیرم Sometimes I think too much بعضی وقت ها زیادی فک میکنم Yeah, I get so caught up اره، زیادی درگیر میشم I’m always stuck in my head همیشه تو فکرم I wish I could escape کاشکی میتونستم فرار کنم I tried to yesterday دیروز سعی کردم Took all the sheets of my bed تمام ملحفه های تختمو برداشتم Then I tied up my linen بعد رو تختیم رو With five strips of ribbon I found با پنج تا نوار ربانی که پیدا کرده بودم پیچیدم Scaled the side of the buildin’ ابعاد ساختمون رو اندازه گیری کردم I ran to the hills ’til they found me به سمت تپه ها دویدم و بعد اونا پیدام کردن And they put me back in my cell و داخل سلولم انداختنم All by myself تنها Alone with my thoughts again دوباره با افکارم تنها Guess my mind is a prison فکر کنم که ذهنم یه زندانه And I’m never gonna get out و قرار نیست هیچ وقت ازش بیرون بیام)رها شم( So they tranquilize me, analyzed me پس بیهوشم کردن و آنالیزم کردن Threw me back in my cage انداختنم تو قفسم Then they tie me to an IV بعد بهم یه سرم زدن Told me I was insane بهم گفتن دیوونم I’m a prisoner, a visitor من یه زندانیم، یه ملاقات کننده Inside of my brain داخل مغزم And no matter what I do و مهم نیست چه کار میکنم They try to keep me in chains سعی میکنن منو به زنجیر بکشن Sometimes I think too much بعضی وقت ها زیادی فک میکنم Yeah, I get so caught up اره، زیادی درگیر میشم I’m always stuck in my head همیشه تو فکرم I wish I could escape کاشکی میتونستم فرار کنم I tried to yesterday دیروز سعی کردم Took all the sheets of my bed تمام ملحفه های تختمو برداشتم Then I tied up my linen بعد رو تختیم رو With five strips of ribbon I found با پنج تا نوار ربانی که پیدا کرده بودم پیچیدم Scaled the side of the buildin’ ابعاد ساختمون رو اندازه گیری کردم I ran to the hills ’til they found me به سمت تپه ها دویدم و بعد اونا پیدام کردن And they put me back in my cell و داخل سلولم انداختنم All by myself تنها Alone with my thoughts again دوباره با افکارم تنها Guess my mind is a prison فکر کنم که ذهنم یه زندانه And I’m never gonna get out و قرار نیست هیچ وقت ازش بیرون بیام(رها شم) Said even if it’s true گفتم حتی اگه این درست باشه No matter what I do مهم نیست چه کار میکنم I’m never gonna escape من هیچ وقت فرار نمیکنم I won’t give up on hope هیچ وقت امیدومو از دست نمیدم Secure another rope یه طناب دیگه رو امتحان میکنم And try for another day و یه روز دیگه امتحانش میکنم Said even if it’s true گفتم حتی اگه این درست باشه No matter what I do مهم نیست چه کار میکنم I’m never gonna escape من هیچ وقت فرار نمیکنم I won’t give up on hope هیچ وقت امیدومو از دست نمیدم Secure another rope یه طناب دیگه رو امتحان میکنم And try for another day و یه روز دیگه امتحانش میکنم Then I tied up my linen بعد رو تختیم رو With five strips of ribbon I found با پنج تا نوار ربانی که پیدا کرده بودم پیچیدم Scaled the side of the buildin’ ابعاد ساختمون رو اندازه گیری کردم I ran to the hills ’til they found me به سمت تپه ها دویدم و بعد اونا پیدام کردن And they put me back in my cell و داخل سلولم انداختنم All by myself تنها Alone with my thoughts again دوباره با افکارم تنها Guess my mind is a prison فکر کنم که ذهنم یه زندانه And I’m never gonna get out و قرار نیست هیچ وقت ازش بیرون بیام(رها شم)
Total Play: 0