در آمریکای شمالی و مرکزی چند کشور هستن که فرسنگها با هم تفاوت دارند.کانادادموکراسی را بیسروصدا ساخت؛نه قهرمان دارد، نه سقوط—قدرت را آنقدر boring کرد که خطرناک نشود.ایالات متحدهدموکراسی را زود ساخت،اما خیال کرد خودبهخود دوام میآورد؛حالا دارد با پول، قطبیشدن و اسطورهٔ «بنیانگذاران» دستوپنجه نرم میکند.مکزیکانقلاب کرد، حزب ساخت،و دههها همان حزب را با اسم دموکراسی نگه داشت؛گذار واقعیاش دیر و پرهزینه بود.گواتمالاانتخابات داشت، دولت نداشت؛ارتش و الیگارشی زودتر از صندوق رأی تصمیم میگرفتند.بلیزدموکراسی کوچک، آرام و کمتنش؛نه الگو، نه فاجعه—استثنای کمادعا.هندوراسکودتا را عادی کرد؛دموکراسی هر بار شروع شد، وسط راه متوقف شد.السالوادوراز جنگ داخلی به صندوق رأی رسید،اما بعد دموکراسی را به «امنیت فوری» فروخت.نیکاراگوئهانقلاب کرد تا دیکتاتوری برود،و همان انقلاب، دیکتاتوری تازه ساخت.کاستاریکاارتش را حذف کرد،و ناگهان دموکراسی ممکن شد؛درس ساده: بعضی نهادها را باید کلاً حذف کرد.پانامادموکراسیاش بدون کانال معنی ندارد؛قدرت همیشه جایی بیرون از صندوق هم بوده.کوباانقلاب را جایگزین دموکراسی کرد؛و شصت سال گفت «فعلاً نه».هائیتیاولین جمهوری سیاهپوستان،و قربانیِ تاریخیترین مجازات بینالمللی؛دموکراسی بدون دولتِ حداقلی، افسانه است.جمهوری دومینیکناز دیکتاتوری عبور کرد،اما هنوز با سایهٔ مرد قوی زندگی میکند
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
info@NewshaCast.com
See omnystudio.com/listener for privacy information.