|
Description:
|
|
با اجرای بهرام ابراهیمیسیذارتا پسر برهمنی است که از درسهای پدر و فرهیختگان، روحش سیراب نمیشود و آرامش به دست نمی آورد و در یافتن خویشتن خویش تلاش می کند. او پی می برد که آموزش کافی نیست و باید خود جستوجو کند و راه را طی کند و بر خویشتن خویش چیره شود و .... سیذارتا پسر برهمنی است که در کرانه رودخانه و در کنار زورقها پرورش مییابد. دوستی دارد به نام «گوویندا» که با هم به درسهای پدر و فرهیختگان و افراد دانا گوش می دهند. پدر از اینکه پسرش ولع یادگیری دارد، بسیار خشنود است. گوویندا هم رفتار و روح و افکار والای او را دوست دارد، اما سیذارتا احساس خلأیی در زندگی دارد و به خدا و آفرینش دنیا می اندیشد. او باید خویشتن خویش را بیابد....سیذارتا و دوستش تصمیم گرفتند که از خانه پدری بروند و به ریاضت بپردازند. زندگی معمولی دیگر برای او مفهومی نداشت، دنیا برایش تلخ بود. تنها یک هدف داشت؛ تهی شدن از هر چیز: از آرزو، شادمانی و از رنج و اگر به نفس غلبه می کرد، همه چیز در او بیدار می شد و در خویشتن خویش غرق میشد. او هزاران بار از خود گریخته بود و بازگشت او اجتناب ناپذیر بود. * این رمان با ترجمه امیرفریدون گرگانی در انتشارات جامی و با ترجمه پرویز داریوش در انتشارات فرزان و نشر اساطیر منتشر شده است.
Become a supporter of this podcast: https://www.spreaker.com/podcast/padksti-wazhh-gwn--6718772/support. |