|
عنوان غروب بتها (Twilight of the Idols) جدلی طنزآمیز به کتاب غروب خدایان اثر واگنر را مطرح میکند، نیچه، واگنر را بابت برپاکردن جایگاه تعالی به نام خدایانی دروغین دست میاندازد، و همین رویکرد را در قبال تاریخ اندیشه نیز به کار میگیرد. کتاب غروب بتها یا فلسفیدن با پتک فرآوردهی آخرین سال زندگانی کوشای ذهنی نیچه است که آن را با سرعتی شگفت، در سوئیس نوشت. در آن سال نیچه با کوشندگی شگرفی شش متن جداگانه را آمادهی نشر کرد. کار را با نوشتن داستان واگنر آغاز کرد و آخرین کارش نیچه رویاروی واگنر بود و در این میانه مسیحاستیز، غروب بتها، و اینک، مرد! را با سرعتی شگفت به پایان برد. غروب بتها آخرین اثری بود که نیچه از خود منتشر کرد، امّا هنگامی که در ژانویهی 1889 از چاپ درآمد، او دیوانه شده بود و از کارهایش دیگر خبر نداشت. نیچه (Friedrich Wilhelm Nietzsche) در کتاب غروب بتها با زبانی فشرده، اما چالاک و سرزنده، تبر بت شکنیاش را بر تمامی بتهای دیرینه و نو، کلاسیک و مدرن میکوبد و به تمامی بنیادهای متافیزیکِ میراثِ افلاطون و سقراط و یونانیّت در کل، تا بازسازی های مدرن آن، به ویژه به دست کانت، حمله میبرد. هدف نیچه نقاب برگرفتن از چهرهی همه پیش داوریهایی است که جماعت، از فیلسوف و نافیلسوف، در طول هزارهها به آنها به عنوان حقیقت باور داشتهاند و آنها را پرستیدهاند. روش او سخت انقلابی است، زیرا هدفش خالی کردن زیر پای برترین ارزش ها و فرو افکندن شان از جایگاه بلند تاریخیشان است.
|