|
داستان در اوایل دههی پنجاه میلادی روی میدهد. «تام ریپلی» جوانی بااستعداد، ولی بیپول است و در نیویورک با هویت جعلیِ مأمور جمعآوری مالیات، زندگی پرخطر و فقیرانهای را میگذراند. «تام ریپلی» مردی ۲۵ ساله است؛ مردی که بدون والدینش، در کنار عمه نفرتانگیزش، بزرگ شده و زندگیاش همواره در فقر بوده است. به این همین سبب، هر روز در رویای زندگی باشکوه و مسافرت و خرید چیزهایِ گران است؛ اما مهارت یا ایدهی خاصی ندارد. او فقط با دورزدن قانون میتواند پولدار شود. کارهای او چندشآور است و هیچ راهی از پیش نمیبرد. اما ملاقات «تام ریپلی» با آقای «هربرت گرین لیف» ثروتمند، زندگیاش را دگرگون میکند. او از تام میخواهد که به ایتالیا برود و پسرش، دیکی، را که سالهاست در آنجا زندگی میکند، به بازگشت به آمریکا ترغیب کند. تام این پیشنهاد را مشتاقانه میپذیرد و با هزینهی آقای گرین لیف، عازم ایتالیا میشود. در اولین دیدار با دیکی و نامزدش، مارج، تام خود را همدانشگاهیِ سابق او معرف میکند؛ اما مدتی بعد، دلیل اصلی سفرش به ایتالیا را برای آن دو فاش میسازد. خیلی زود دوستی صمیمانهای میان تام و دیکی شکل میگیرد. آنها روزهای خوشی را می گذرانند، تا اینکه این دوستی اندکاندک سرد شده و از دید دیکی و مارج، تام بدل به آدمی انگل و مزاحم میشود. سرانجام تام در سفری کوتاه با دیکی، تصمیم به اجرای نقشهای خطرناک میگیرد: کشتن دیکی و آغاز یک زندگی تازه با استفاده از هویت او. با قتل دیکی، تام نقش او را بازی میکند و با نام او در هتلها اتاق میگیرد؛ با خط او به مارج نامه مینویسد و با امضای او از بانک پول برداشت میکند. شرایط بهخوبی پیش میرود؛ تا اینکه شک مارج و دوستان دیکی به ناپدیدشدن ناگهانی او، رویدادهای هراسانگیز و غریب بعدی را رقم میزند. «پاتریشیا هایاسمیت» کتاب آقای «ریپلی بااستعداد» را در سال ۱۹۵۵ میلادی نوشت. این رمان اولین داستان از پنجگانهای است که شخصیت اصلیاش «تام ریپلی» است. این کتاب در سال ۱۹۵۶ «جایزه ادگار آلن پو» و در سال ۱۹۵۷ «جایزه بزرگ داستانهای پلیسی» در فرانسه را از آن خود کرد. در این رمان نیز همچون «بیگانگان در قطار»، اثر دیگر پاتریشیا هایاسمیت، زیربنای داستان را رابطه بین دو مرد شکل میدهد؛ رابطهای که آغازی دوستانه و پایانی هولناک دارد. تام ریپلی شخصیتی فریبکار داشت که از جهاتی میتوان او را قاتلی دوستداشتنی دانست. یکی از ویژگیهای خاصِ داستان، حضور شخصیتی منفی در قالب قهرمان داستان است؛ قهرمانی که خوانندهی کتاب شاید بارها نگران افشای اسرارش شود. رمان آقای ریپلی بااستعداد در سال ۱۹۸۷ در فهرست صد رمان برتر جنایی قرن قرار گرفت. از این رمان چندین اقتباس سینمایی ساخته شده است. اولین فیلم سینمایی با اقتباس از این رمان، در سال ۱۹۶۰ در فرانسه به کارگردانیِ «رنه کلمان» ساخته شد. نام این فیلم «ظهر ارغوانی» بود و در آن «آلن دلون» نقشآفرینی کرد. دیگر اقتباس از این رمان به کارگردانی «ویم وندرس» در سال ۱۹۷۷ با نام «دوست آمریکایی» بود که بازیگران آن «دنیس هاپر، ساموئل فولر و نیکلاس ری» بودند. همچنین «آنتونی مینگلا» در سال ۱۹۹۹ فیلمی با همین نام (یعنی آقای ریپلی بااستعداد) با بازی «مت دیمون» ساخت که در آن بیش از دیگر فیلمها به خصوصیت اخلاقی تام ریپلی توجه شده است. به گفتهی منتقد ادبی تایمز، هنر پاتریشیا هایاسمیت در آن است که داستانی جنایی را بهگونهای پرداخت میکند که به ژرفترین مشغله ذهنیش بدل میشود. از مضامین محبوبِ او چگونگی احساس گناه است. «آلفرد هیچکاک» فیلمی براساس رمان «بیگانگان در قطار» ساخت. در سال ۱۹۵۷ این رمان برنده طومار پلیسی نویسان آمریکا و جایزهی بزرگ ادبیات پلیسی فرانسه شد.
|