|
دو برادر دوقلوی «آنجلا» تصمیم دارند «سانتیاگو» را بکشند تا از خواهرشان اعاده حیثیت شود. همه مردم شهر به جز سانتیاگو و مادرش از موضوع خبر دارند و خیلیها مخالف این کارند و سعی دارند جلوی این کار را بگیرند، اما ...
در یک روستای کوچک در نزدیکی دریای کارائیب و در یک منطقه دور افتاده در کلمبیا «بایاردو سان رومان» ثروتمند و تازهوارد، با «آنجلا بیکاریو» ازدواج میکند و پساز جشن، تازه عروس و داماد به خانه جدیدشان میروند. در شب زفاف بایاردو متوجه میشود که نو عروس او باکره نیست! بعد از آنکه داماد از این موضوع آگاه میشود به همراه همسرش به خانه پدری او میروند و جریان را به اطلاع آنها میرساند. آنجلا، گناهکار را جوانی به نام سانتیاگو نازار معرفی میکند که از همسایههای خانواده بیکاریو در روستا میباشد.
*درباره کتاب: «وقایعنگاری یک جنایت از پیش اعلام شده» داستانی از گابریل گارسیا مارکز است که اولین بار به زبان اسپانیایی در سال ۱۹۸۱ به چاپ رسید و نسخه ترجمه انگلیسی آن در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. مارکز در این داستان به روابط سنتی و ناموسپرستی اهالی آمریکای لاتین میپردازد. این کتاب روایتی روزنامهنگارانه است از کشته شدن جوانی به نام سانتیاگو نازار به دست دو برادر است. مرگی که بعد از گذشت بیش از بیست سال هنوز دست از سر شاهدانش برنداشته؛ مرگی از پیش اعلام شده که همه از آن خبر داشتند. مارکز طوری در روایت این داستان استادانه عمل میکند که مرگ سانتیاگو امری اجتنابناپذیر به نظر میرسد. انگار او از این مرگ محتوم گریزی ندارد. هیچ کس هم در عمل کاری نمیکند که این مرگ بیرحمانه رخ ندهد. از این داستان، فیلم «وقایعنگاری یک مرگ از پیش اعلام شده» توسط کارگردان ایتالیایی «فرانچسکو روزی» در سال ۱۹۸۷ اقتباس و به روی پرده سینماها رفت. |