|
مردی که در اردوگاههای کار اجباری اتحاد جماهیر شوروی اسیر بود، پس از آزادی در مدرسهای کار پیدا میکند. او برای اقامت خود خانهی پیرزنی به نام «ماتریونا» را انتخاب میکند و در مدّت زندگی با این پیرزن، کمکم به شناختی از او میرسد و ...
راوی این داستان جذاب، یک معلّم ریاضی است که قبلاً در اسارات «گولاگ» (اداره کل اردوگاههای کار و اصلاح اتحاد جماهیر شوروی) بود. او در مدرسهای واقع در یک مزرعهی اشتراکیِ بزرگ مشغول به کار میشود. پس از این اتفاق، ماتریونا به راوی، جایی را در خانهی کوچک و رو به ویرانی خود پیشنهاد می کند. راوی این پشنهاد را میپذیرد و آنها در کنار هم، در یک اتاق، مشغول زندگی میشوند. راوی، میان زندگی کارگران این مزرعه با زندگی کارگران و بردگانِ زمینداران در دوران قبل از انقلاب، تفاوت چندانی نمیبیند. ماتریونا با دستمزدی ناچیز، حتّی بدون دستمزد، در مزرعه کار میکند. او مجبور میشود بخش کوچکی از خانهی خود را به یکی از آشنایان بدهد که قصد دارد از چوب آن، برای ساخت خانهای دیگر در روستا استفاده کند. کشاورزانی مست با تراکتوری که بدون اجازه برداشتهاند، تصمیم میگیرند که چوبها را شبانه انتقال دهند. اما در همین هنگام، اتفاقی غیرمنتظره روند داستان را تغییر میدهد.... |