|
در این کتاب با مردی نیمهدیوانه و از دنیا روگردانده مواجهایم که درصدد است همهی تلخی زندگیاش را سر بیچارهای تلافی کند. در این میان خود دچار شرارهی عشقی میشود که معتقد است زنی بیچاره تقدیم او میکند. اردینف در جهان رویاهایش، یک شهریار قدرتمند است؛ اما از قدم برداشتن روی خاک عاجز است. بعد از پرسهزدن در شهر، ناگهان زنی را در کلیسا میبیند. دیدار «کاترینا» در کلیسا، او را عقلباخته میکند. اردینف پاک و حساس است. در عواطفش بیدفاع است. زندگی کاترینا آمیزهای از رویا و کابوس است. احوالش او را تا مرز دیوانگی میبَرَد. گهگاهی در داستان، مرز بین واقعیتِ پاک و رویا از میان میرود. نخستین عشقِ جوانِ داستان، خالی از هرگونه نور و نشاط است و مانند جنونی او را درهم میکوبد و او را از پا میاندازد. کاترینا سعی میکند خواهرانه او را نجات بدهد. اردینف حس میکند محکوم شده است تا در این کابوس و تشویشِ بیحاصل بهسر ببرد.
کتاب «بانوی صاحبخانه» اثر «فئودور داستایفسکی» در ژانر گوتیک و فانتزی است و بیشتر با درونیات شخصیتها سروکار دارد. این رمان را به علاقهمندان آثار داستایفسکی پیشنهاد میکنیم. این داستان بازتابی از باورهای عامیانه (فولکلور) روسیه است. |